تبليغاتX
خورشید و ماه






خورشید و ماه

پیداست هنوز یک شقایق نشدی

زندانی زندان دقایق نشدی

وقتی که مرا از دل خود میرانی

یعنی که تو هیچوقت عاشق نشدی.

 

زمان غارتگر غریبی است

همه چیز را میبرد

به جز حس دوست داشتن را.

 

 

چه دعایی کنم ات بهتر از این....



که خدا پنجره ی باز اتاقت باشد.

 

یادمان باشد یادها فراموش نمیشوند حتی به اجبار


یادمان باشد دوستی ها از بین نمیرود حتی به سکوت.



حکاکی شده در یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت 2:37 بدست نگین| |

بگردید ، بگردید ، درین خانه بگردید

دراین خانه غریبند ، غریبانه بگردید


یکی مرغ چمن بود که جفت دل من بود

جهان لانه ی او نیست پی لانه بگردید


که دست چیدنی ار نیست چشم سیری هست

یکی ساقی مست است پس پرده نشسته ست

قدح پیش فرستاد که مستانه بگردید


یکی لذت مستی ست ، نهان زیر لب کیست ؟

ازین دست بدان دست چو پیمانه بگردید


یکی مرغ غریب است که باغ دل من خورد

به دامش نتوان یافت ، پی دانه بگردید


نسیم نفس دوست به من خورد و چه خوشبوست

همین جاست ، همین جاست ، همه خانه بگردید


نوایی نشنیده ست که از خویش رمیده ست

به غوغاش مخوانید ، خموشانه بگردید


سرشکی که بر آن خاک فشاندیم بن تاک

در این جوش شراب است ، به خم خانه بگردید


چه شیرین و چه خوشبوست ، کجا خوابگه اوست

پی آن گل پر نوش چو پروانه بگردید


بر آن عشق بخندید که عشقش نپسندید

در این حلقه ی زنجیر چو دیوانه بگردید


درین کنج غم آباد نشانش نتوان دید

اگر طالب گنجید به ویرانه بگردید


کلید در امید اگر هست شمایید

درین قفل کهن سنگ چو دندانه بگردید


رخ از سایه نهفته ست به افسون که خفته ست ؟

به خوابش نتوان دید ، به افسانه بگردید


تن او به تنم خورد ، مرا برد ، مرا برد

گرم باز نیاورد ، به شکرانه بگردید...

حکاکی شده در چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 1:59 بدست نگین| |

هيچ کس نمي تواند بدون رضايت

شما در شما احساس حقارت به

وجود آورد.


مردم درست به همان اندازه

خوشبختند که خودشان تصميم

مي گيرند.


شايد زندگي آن جشني نباشد که

آرزويش را داشتي ، اما حالا که به


آن دعوت شدي تا مي تواني زيبا

برقص.


الماس حاصل فشارهاي سخت است

اگر در خودتان لياقت الماس شدن

مي بينيد از


فشارهاي سخت نترسيد.

سعي کن در زندگي مثل زودپز

باشي يعني دراوج جوش آوردنت

سوت بزني.


هيچ وقت عشق را گدايي نکن چون

معمولا چيز با ارزشي رو به گدا

نمي دن.

آن چه مغز انسان تصور و باور کند به

آن مي رسد.


هميشه دليل شادي کسي باش نه

قسمتي از شادي او و هميشه


قسمتي از غم کسي باش نه دليل

غم او.



زندگي تفسير 3 کلمه است

1:خنديدن 2: بخشيدن 3: فراموش کردن . پس  تا

ميتواني بخند ، ببخش و فراموش

کن.

وقتي زندگي چيز زيادي به شما

 نمي دهد ، دليلش آن است که شما

هم چيز


زيادي از او نخواسته ايد

سنگي که طاقت ضربه هاي تيشه را

ندارد لايق تنديس شدن نيست.در

مقابل سختي ها

مقاوم باش که وجودت شايسته

تنديس شدن است


حکاکی شده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 2:56 بدست نگین| |

کاش می دانستم پس از مرگم

اولین اشک از چشمان چه کسی

 جاری می شود

و اخرین سیاه پوش که مرا به

 فراموشی می سپارد

... چه کسی خواهد بود

حکاکی شده در دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 21:20 بدست نگین| |

ای کاش می شد فهمید در دل آسمان چه

 می گذرد

که امشب با ناله ای بغض آلود


بر دیار این دل خسته


اشک می ریزد


حکاکی شده در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 14:27 بدست نگین| |

صدا با سکوت آشتی نمیکند

کلمات انتظار میکشند

من با تو تنها نیستم

هیچکس با هیچکس تنها نیست

شب از ستاره ها تنها تر است

طرف ما شب نیست

چخماخها کنار فتیله بی طاقتند

خشم کوچه در مشت توست

بر لبان تو شعر روشن صیغل میخورد

من تو را دوست میدارم

و شب از ظلمت خود وحشت میکند

 

حکاکی شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 1:42 بدست نگین| |

غمگینم مثل درختی تنها در کنج کویر

مثل یک قاصدک اسیر در چنگال

 مرداب پیر

مثل یک دختر بچهء تنها که راه خانه

 را گم کرده

مثل بچه گنجشکی که از لانه اش

 افتاده پایین

غمگینم مثل برگهای پاییزی که

 محکومند از شاخه جدا شوند

!...مثل چهرهء مادرم وقتی

غمگینم و انگار هیچ دستی نیست

 که مرا از غمهایم بگیرد

و انگار هیچ مرهمی نیست که بر

 زخم هایم آرامش بخشد

و ...!

و احساس میکنم که این ترنم

 موزون حزن تا به ابد شنیده خواهد

 شد

 ».

حکاکی شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 11:35 بدست نگین| |

زندگی، گل سرخ است

به وسعت گلبرگ هایش، به شرافت

 برگ های سبزش

و به صداقت بی پایان ریشه جوانش

زندگی پنجره است

صدای جیرجیرک هاست

زندگی تکرار خوب خورشید و بیدار

 شدن ماه در غروب است

حکاکی شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 11:26 بدست نگین| |

آدم به زمین آمد

این حادثه رویا نیست

این فرصت بی تکرار

عشق است و معما نیست

حکاکی شده در جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 12:7 بدست نگین| |

خاك عاشقي مي

داند

گريه مي كند

رنج مي كشد وصبر مي

كند

سر برآستانه ي مرگ

مي گذارد

برشانه هايش مي گريد

اما نمي ميرد

خاك عاشقي صبور

است

بر برگهاي پاييز بوسه

مي زند

تقدير جهان را عوض مي

كند

جوانه ها را بيدار مي كند

 

و درختها را خواب مي

كند

اما خود هرگز نمي ميرد

خاك عاشقي صبور

است

كه سالها وسالها براي

آسمان

صبر مي كند

و من همانم كه از خاك

آمده ام

چون خاك عاشقم و چون

خاك روزي

صبوري را خواهم آموخت

حکاکی شده در شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 15:8 بدست نگین| |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت