بگردید ، بگردید ، درین خانه بگردید دراین خانه غریبند ، غریبانه بگردید جهان لانه ی او نیست پی لانه بگردید قدح پیش فرستاد که مستانه بگردید ازین دست بدان دست چو پیمانه بگردید به دامش نتوان یافت ، پی دانه بگردید همین جاست ، همین جاست ، همه خانه بگردید به غوغاش مخوانید ، خموشانه بگردید در این جوش شراب است ، به خم خانه بگردید پی آن گل پر نوش چو پروانه بگردید در این حلقه ی زنجیر چو دیوانه بگردید اگر طالب گنجید به ویرانه بگردید درین قفل کهن سنگ چو دندانه بگردید به خوابش نتوان دید ، به افسانه بگردید گرم باز نیاورد ، به شکرانه بگردید... هيچ کس نمي تواند بدون رضايت شما در شما احساس حقارت به وجود آورد. خوشبختند که خودشان تصميم مي گيرند. آرزويش را داشتي ، اما حالا که به آن دعوت شدي تا مي تواني زيبا برقص. الماس حاصل فشارهاي سخت است اگر در خودتان لياقت الماس شدن مي بينيد از فشارهاي سخت نترسيد. سعي کن در زندگي مثل زودپز باشي يعني دراوج جوش آوردنت سوت بزني. هيچ وقت عشق را گدايي نکن چون معمولا چيز با ارزشي رو به گدا نمي دن. آن چه مغز انسان تصور و باور کند به آن مي رسد. هميشه دليل شادي کسي باش نه قسمتي از شادي او و هميشه قسمتي از غم کسي باش نه دليل غم او. زندگي تفسير 3 کلمه است 1:خنديدن 2: بخشيدن 3: فراموش کردن . پس تا ميتواني بخند ، ببخش و فراموش کن. وقتي زندگي چيز زيادي به شما نمي دهد ، دليلش آن است که شما هم چيز زيادي از او نخواسته ايد سنگي که طاقت ضربه هاي تيشه را ندارد لايق تنديس شدن نيست.در مقابل سختي ها مقاوم باش که وجودت شايسته تنديس شدن است کاش می دانستم پس از مرگم اولین اشک از چشمان چه کسی جاری می شود و اخرین سیاه پوش که مرا به فراموشی می سپارد ... چه کسی خواهد بود ای کاش می شد فهمید در دل آسمان چه می گذرد صدا با سکوت آشتی نمیکند کلمات انتظار میکشند من با تو تنها نیستم هیچکس با هیچکس تنها نیست شب از ستاره ها تنها تر است طرف ما شب نیست چخماخها کنار فتیله بی طاقتند خشم کوچه در مشت توست بر لبان تو شعر روشن صیغل میخورد من تو را دوست میدارم و شب از ظلمت خود وحشت میکند غمگینم مثل درختی تنها در کنج کویر مثل یک قاصدک اسیر در چنگال مرداب پیر مثل یک دختر بچهء تنها که راه خانه را گم کرده مثل بچه گنجشکی که از لانه اش افتاده پایین غمگینم مثل برگهای پاییزی که محکومند از شاخه جدا شوند !...مثل چهرهء مادرم وقتی غمگینم و انگار هیچ دستی نیست که مرا از غمهایم بگیرد و انگار هیچ مرهمی نیست که بر زخم هایم آرامش بخشد و و احساس میکنم که این ترنم موزون حزن تا به ابد شنیده خواهد شد زندگی، گل سرخ است به وسعت گلبرگ هایش، به شرافت برگ های سبزش و به صداقت بی پایان ریشه جوانش زندگی پنجره است صدای جیرجیرک هاست زندگی تکرار خوب خورشید و بیدار شدن ماه در غروب است آدم به زمین آمد این حادثه رویا نیست این فرصت بی تکرار عشق است و معما نیست خاك عاشقي مي گريه مي كند رنج مي كشد وصبر مي كند سر برآستانه ي مرگ مي گذارد برشانه هايش مي گريد اما نمي ميرد خاك عاشقي صبور است بر برگهاي پاييز بوسه مي زند تقدير جهان را عوض مي كند جوانه ها را بيدار مي كند و درختها را خواب مي كند اما خود هرگز نمي ميرد خاك عاشقي صبور است كه سالها وسالها براي آسمان صبر مي كند و من همانم كه از خاك آمده ام چون خاك عاشقم و چون خاك روزي صبوري را خواهم آموخت این منم تنها و حیران نیمه شب کرده ام همزار خود مهتاب را گویم : امشب بینم آن گل را بخواب ؟ من مگر در خواب بینم خواب را پرتو نور خیال انگیز ماه روح را تا آسمان می برد هر زیبایی و لطف و صفاست روح عاشق را به آنجا می برد می گشایم دست :" آغوشت کجاست ؟ آه : این آغوش گرم و نرم توست این همان گیسوی پر چین و شکن وین همان چشمان پر آزرم توست " به بر ............................................................... با دل و جان می گریزم در برت این همان دست نوازش بخش توست وین تن از بر گ گل نازک ترت روز تا شب سوختم چشم انتظار تا در آغو شت کشم شب تا سحر درد هجرانت مرا دیوانه کرد از دل دیوانه ام دیوانه تر تا لبت را لبم پیدا کند یک دو جا بر گونه ات لب می نهم آرزو نالد که : گر دستم رسد لب بر آن لب روز تا شب می نهم
یکی مرغ چمن بود که جفت دل من بود
که دست چیدنی ار نیست چشم سیری هست
یکی ساقی مست است پس پرده نشسته ست
یکی لذت مستی ست ، نهان زیر لب کیست ؟
یکی مرغ غریب است که باغ دل من خورد
نسیم نفس دوست به من خورد و چه خوشبوست
نوایی نشنیده ست که از خویش رمیده ست
سرشکی که بر آن خاک فشاندیم بن تاک
چه شیرین و چه خوشبوست ، کجا خوابگه اوست
بر آن عشق بخندید که عشقش نپسندید
درین کنج غم آباد نشانش نتوان دید
کلید در امید اگر هست شمایید
رخ از سایه نهفته ست به افسون که خفته ست ؟
تن او به تنم خورد ، مرا برد ، مرا برد
![]()
مردم درست به همان اندازه
شايد زندگي آن جشني نباشد که

![]()
.jpg)
![]()
که امشب با ناله ای بغض آلود
اشک می ریزد
![]()
![]()
».![]()

![]()

![]()

![]()

![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |


